تبلیغات
فکری نو { آشـ ـیــ ـانـ ـه اے بـ ـراے پـ ـرواز ! } - از "فرهنگستان زبان" تا "بنیاد فرهنگ و ادب"
سه شنبه 12 اسفند 1393  08:54 ب.ظ    ویرایش: جمعه 19 تیر 1394 07:58 ب.ظ


گزارش نصر/
از "فرهنگستان زبان" تا "بنیاد فرهنگ و ادب"


دولت تدبیر و امید با دو شعار محوری از مردم آذربایجان رای اعتماد گرفته است؛ 1- احیای دریاچه اورمیه 2- تاسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی؛ اما چقدر دولت حسن روحانی توانسته در 18 ماه گذشته از مدیریت خود به این دو شعار جامعه عمل بپوشاند؟



به گزارش نصرنیوز، وضعیت دریاچه اورمیه نمایان است، علی رغم همه تلاش های دولت هنوز راهکاری برای احیای این زیست بوم عملیاتی نشده است و دریاچه اورمیه به لطف باران های پائیزی هنوز نفس می کشد. دولت در این زمینه جدی است و تلاش می کند؛ اخیراً هم معاون اول رئیس جمهور روحانی در تبریز گفت: ما به هر قیمتی دریاچه اورمیه را احیاء خواهیم کرد. ولی عملکرد دولت در عمل به تعهد دومش چه؟ به کجا رسیده است تاسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی؟

آنطور که مشخص است دولت تلاش هایی هم برای عمل به وعده اش انجام داده، اما با موانعی نیز مواجه شده است! سال گذشته بود که اکثریت اعضاء فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اعلام مخالفت با موضوع آموزش به زبان مادری، این مسئله را تهدیدی جدی برای زبان فارسی و یک توطئه برای کمرنگ کردن این زبان عنوان کردند!

اینکه فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و اعضای آن چه نقش و مسئولیتی در این میان دارند، به کنار؛ «سلیم نیساری» عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفته است: «عده‌ای فکر می‌کنند علاقه به یک قومیت یعنی تحصیل با زبان آن قوم؛ اما این موضوع بسیار خطرناک است ما در ایران شانس داشته ایم که یک فردوسی بزرگ توانسته پایه محکمی برای زبان فارسی ایجاد کند و ما امروز در کنار دین اسلام به داشتن چنین زبانی مفتخر شویم.»

«فتح الله مجتبایی» دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم موضوع آموزش زبان مادری در کشور را امری وارداتی نامید و گفت: «شک ندارم که این موضوع از خارج به ایران آمده است. قبل از این در هندوستان نیز این مسئله توسط انگلستان تجربه شد و امروز هم انگلستان و کشورهای شمالی ما هستند که می خواهند این مسئله را به ایران وارد کنند.»

وی ادامه داد: « اگر بخواهیم زبان های مادری مان را به عنوان زبان علمی و آموزشی به کار ببندیم به طور حتم به گذشته برگشت خواهیم داشت و این موضوع خطرناک است و از آن بوی توطئه می‌آید.»

***

هر چند اهتمام اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی به زبان و ادب فارسی، هم قابل درک است و هم قابل احترام، اما قانون اساسی کشورمان چه می گوید؟ اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: « زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏ های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.»

مسئله مهمی که اعضای فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی در اظهار نظراتشان به آن توجه نکرده اند، مخالفت صریح با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است! کدام یک از سخنان اعضای فرهنگستان زبان فارسی با این اصل قانون اساسی مطابقت دارد؟ همان طور که کسی حق ندارد لطمه ای به زبان فارسی وارد کند، این حق را هم ندارد که دیگر زبان های ایرانی را مورد مناقشه قرار دهد. این اصل معطل مانده قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در کنار زبان رسمی کشور، استفاده از زبان‌های محلی و بومی را مجاز دانسته است.

تدریس زبان قومیت‌های ایرانی می‌تواند تقویت زبان و فرهنگ ملی را موجب شود و امید، دلبستگی و اعتماد اقوام را بیش از پیش سازد.

«جعفر محمدی» طی یادداشتی که در عصر ایران در زمینه آموزش زبان مادری آورده است، می نویسد: «هم اکنون زبان های زیادی در دنیا در معرض نابودی اند کما این که بسیاری از زبان ها نیز نابود شده اند. زبان های موجود در ایران،  بخشی از «میراث تاریخی ایران» هستند و تدریس آنها می تواند در بقای این میراث ارزشمند بسیار مثمر ثمر باشد. یادمان باشد یکی از زیبایی های ایران، همین تنوع قومی و زبانی است و همان طور که حفاظت از یک کاخ تاریخی، وظیفه ماست، حراست از این زبان ها نیز رسالتی تاریخی است.»

چیدمان قومی ایران متشکل از اقوام مختلف، اعم از ترک، بلوچ، عرب، فارس و... به گونه ای است که پتانسیل ویژه ای را جهت به اشتراک گذاری فرهنگ، آداب و سنن به وجود می آورد و اگر ممانعت از تدریس زبان مادری بهانه ای برای از بین رفتن فرهنگ و ادبیات اقوام دیگر شود، این پتانسیل عظیم، در جهت عکس خود حرکت خواهد کرد. محمدی در ادامه یادداشت خود می نویسد: «تعدد اقوام در یک کشور، به ویژه اگر نظام آن کشور مخالفان و دشمنان خارجی هم داشته باشد، می تواند دشمنان یک ملت را به طمع بیندازد که از این موضوع بهره برداری کنند.»

توجه کنیم با تدریس زبان و ادبیات مادری اقوام ایرانی در مدارس و دانشگاه ها هم هنر و ادبیات محلی ایرانیان تعالی پیدا می کند و هم مردم احساس نمی کنند که کسی آنان را از حقی محروم کرده و در این صورت این مسائل دستاویزی برای گروه های تندوری قومی که مسیر افراط را می پیمایند نخواهد شد. این، همان تدبیر خردمندانه ای است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دوراندیشانه بدان پرداخته است. ولی چگونه است که کسانی در مقابل اجرای این اصل قانون اساسی سینه سپر می کنند؟ در حالی که عضو مجلس شورای اسلامی هم هستند؟!

«حسن روحانی» در سفر انتخاباتی اش به آذربایجان غربی، در بین مردم ارومیه گفته بود: «اولین وعده من به شما این است که ما دریاچه ارومیـــه را احیا خواهیم كرد و نخواهیم گذاشت خشك شود، شما گفته بودید كه دریاچه را با اشك چشمتان پر می‌كنید، من به فدای چشمان همه مردم آذربایجان هستم، بدانید كه من به شما قول می‌دهم اگر بار مسئولیت اجرایی بر دوش من قرار گرفت در اولین روز دولت دریاچه ارومیه در دستور كار خواهد بود.

در مركز مطالعات استراتژیك مدت‌هاست كارگروه ویژه‌ای برای دریاچه ارومیه تشكیل داده‌ایم و اگر دریاچه ارومیه خشك شود، زندگی 14میلیون در معرض خطر قرار خواهد گرفت. در نتیجه باید آب دریاچه خزر به ارومیه منتقل شود من به شما قول می‌دهم كه در دولت تدبیر و امید احیای دریاچه ارومیه جزو اولین برنامه ما خواهد بود و پیش‌بینی اولیه ما این است كه انتقال آب خزر به اردبیل، تبریز و ارومیه تا 5/2 میلیارد خرج دربردارد اما با ایجاد دریاچه‌ها در وسط راه و رونق كشاورزی بیش از 70 درصد از هزینه‌ها قابل جبران است.

دومین وعده من به شما اجرای اصل 15 قانون اساسی است، این حق مردم است كه بتوانند راجع به زبان مادری خود تصمیم بگیرند. وعده سوم من به شما تدوین و اجرای حقوق شهروندی است. در حقوق شهروندی اقلیت و اكثریت نیز وجود ندارد. كرد و آذری و تركمن و بلوچ و لر و عرب و فارس یكسان هستند.»

از این سخنان و وعده ها بیشتر از 20 ماه می گذرد؛ ولی تا چه حد دولت به تعهداتش عمل کرده است؟ بحث دریاچه اورمیه را کنار بگذاریم که زمان بر است؛ ولی چقدر زمان برای تاسیس یک فرهنگستان و طی شدن روال قانونی آن لازم است؟

ظاهراً زور دولت به برخی ها نمی رسد که اگر می رسید تا کنون دولت باید این فرهنگستان را تاسیس می کرد. فشارها تا جایی پیش رفته است که کم کم دولت دارد از موضع خود عقب نشینی می کند! «علی یونسی» در سفر اخیر خود به تبریز پاسخ های تامل بر انگیزی به سوالات روزنامه عصر آزادی داده است. حجت الاسلام علی یونسی با بیان اینکه برخوردهای سلیقه ای برخی مدیران مانع تحقق حقوق «اقلیت» هاست، در پاسخ به چگونگی پرکردن شکاف بین دیدگاه های بزرگان نظام در مسئله اقوام و مدیران میانی کشور، گفته است: «شکافی در این زمینه وجود ندارد، مدیران میانی نمی توانند برخلاف دیدگاه های بزرگان نظام عمل کنند، بلکه در عمل ملاحظات نابجا انجام می دهند که بیشتر جنبه سلیقه ای و شخصی دارد و لازم است روی این مشکل کار فرهنگی صورت گیرد.»

وزیر سابق اطلاعات در دولت اصلاحات مطرح شدن تاسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی را از همان اول درست نمی داند و می گوید: «طرح تاسیس فرهنگستان زبان آذری از اول درست نبود، باید به شکل دیگری موضوع را مطرح می کردند. تا جایی که من اطلاع دارم قرار است در قالب یک بنیاد فرهنگی این کار را انجام دهند و گویا اساسنامه آن تدوین شده است. احتمال می دهم یکی از چهره های سیاسی فرهنگی کشور که مخالف تاسیس فرهنگستان زبان آذری است با سفر به تبریز در این خصوص رایزنی هایی کرده است.»

پیرو صحبت های ایشان اسماعیل جبارزاده، استاندار آذربایجان شرقی از وعده تاسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی آذربایجان عقب نشینی کرده و گفته است: «با پیشنهاد اساتید امر می خواهیم به جای فرهنگستان زبان، "بنیاد فرهنگ و ادب" آذربایجان را تاسیس کنیم که از فرهنگستان جامع تر و بزرگتر است!»

اما آقای استاندار آذربایجان شرقی توجه ندارند که «بنیاد فرهنگ و ادب» تفاوت بسیاری با «فرهنگستان زبان» دارد و این بنیاد نخواهد توانست پاسخگوی مطالبات به حق مردم آذربایجان باشد. چه شد که وعده تاسیس «فرهنگستان زبان» به فراموشی سپرده شد و وعده تاسیس «بنیاد فرهنگ و ادب» جای آن را گرفت؟ کدام اساتید امر چنین پیشنهادی به دولت داده اند؟

ولی ما هنوز امیدواریم دولت بتواند بر این فشارها غلبه کند و به تعهد خود به مردم آذربایجان و اجرای قانون اساسی جامه عمل بپوشاند. ما نمی خواهیم نا امید شویم...

گزارش از محمد سهرابی

منتشر شده در نصرنیوز

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

فکری نو { آشـ ـیــ ـانـ ـه اے بـ ـراے پـ ـرواز ! }

تا آزادی در انتقاد نباشد، ستایش ارزنده ای نیز وجود نخواهد داشت