تبلیغات
فکری نو { آشـ ـیــ ـانـ ـه اے بـ ـراے پـ ـرواز ! } - بیگی: من بیگی هستم/ احمدی نژاد 4 سال مرا تحمل کرد/ اصلاح طلبان ولایت فقیه را در حد قانون اساسی قبول دارند
پنجشنبه 24 دی 1394  06:07 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 22 شهریور 1395 05:13 ب.ظ


گفت و گوی صریح نصر با استاندار سابق آذربایجان شرقی/
بیگی: من بیگی هستم/ احمدی نژاد 4 سال مرا تحمل کرد/ اصلاح طلبان ولایت فقیه را در حد قانون اساسی قبول دارند




«احمد علیرضا بیگی» استاندار پیشین آذربایجان شرقی در گفتگو با نصر از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و جریان انحرافی تا انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی و خبرگان اظهار نظر کرد.

به گزارش نصر، «احمد علیرضا بیگی» متولد سال 1342 در یکی از روستاهای اطراف شهرستان شبستر است که دوران تحصیلش را در زادگاه خود گذراند. از سال 1359 و به دنبال تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی وارد فعالیت در این کمیته‌ها شد و در سال 1360 در حالی که تنها 18 سال داشت، فرماندهی کمیته شاهین‌دژ را عهده‌دار شد. در سال 1370 و پس از تشکیل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، وی به عنوان اولین فرمانده انتظامی استان جدید اردبیل منصوب و مشغول به خدمت شد. فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی و ریاست پلیس راهنمایی و رانندگی کشور از سوابق و مسئولیت‌های بعدی علیرضابیگی است.
وی همچنین فرماندهی انتظامی استان‌های اصفهان و فارس و سمت مشاور وزیر کشور در دولت نهم را عهده‌دار بوده است. علیرضابیگی در شهریور سال 1387 به عنوان یازدهمین استاندار آذربایجان شرقی کلید عمارت تاریخی استانداری آذربایجان شرقی را از محمد کاظم معمارزاده تحویل گرفت و فعالیت خود را در این سمت آغاز کرد.

مدیریت حادثه تلخ زلزله مرداد سال 1391 در شهرستان‌های اهر، هریس و ورزقان از جمله مهم‌ترین تجارب وی در مسئولیت استانداری آذربایجان شرقی است که به دلیل وسعت تخریب ها مدیریت بحران در دوران وی از اهمیت ویزه ای برخوردار شد.

علیرضا بیگی به واسطه فعالیت در نیروی انتظامی همواره خوی و منش نظامی خود را حفظ کرد و در دوران استانداری نیز تلاش کرد اقتدار و نظم دوران خدمت در ناجا را وارد چرخه مدیریتی استان کند اگرچه چنین رویکردی موافقان و مخالفان زیادی داشت.

حالا استاندار سابق آذربایجان شرقی سودای بهارستان را در سر دارد و برای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوره تبریز، اسکو و آذرشهر ثبت نام کرده است و به قول خود به مرحله ای رسیده است که برای خدمت در کسوتی جدید نیازمند آرای مردم است.
احمد علیرضا بیگی با حضور در تحریریه پایگاه خبری، تحلیلی «نصر» به سوالات صریح خبرنگاران این رسانه پاسخ داد:

***

* آقای دکتر بیگی یکی از موضوعاتی که بخصوص از سوی دکتر اسماعیل جبارزاده استاندار فعلی آذربایجان شرقی مطرح می شود، انتقاد از عملکرد دوران مدیریت شما در موضوعات و بخش های مختلف هست و بعضی جاها هم انتقادها همراه با تاکید فراوان همراه است. مثلا در بحث مبارزه با مواد مخدر گفته می شود شما با وجود اینکه یک فرد نظامی بودید، در این زمینه نیز عملکرد قابل قبولی در استان نداشتید.
والله چه بگویم؟ باید از آن ها بپرسیم که چرا شیوه انتقاد از گذشته را برای سرپوش گذاشتن به کاستی های خود انتخاب کرده اند، البته حق دارند هر طور که صلاح می دانند مدیریت کنند، کما اینکه من شیوه ای غیر از نقد و تخریب گذشتگان را انتخاب کرده بودم. بعضی وقت ها یک مدیر اتکای خود را بر نقد و تخریب عملکرد گذشتگان می گذارد، اما کسانی هم شیوه آینده نگری و اتکا به قدرت خودشان را بر می گزینند. به نظر من این به مکتب و اندیشه افراد بر می گردد که فکر می کنند با تخریب گذشتگان می توانند خودشان را به اثبات برسانند، البته حق هم دارند هر جور می خواهند مدیریت کنند.

* یعنی شما معتقدید انتقادهای صورت گرفته از دوران مدیریتی شما منصفانه نیست؟
بله، قطعا منصفانه نیست. البته بهترین داور مردم هستند و ما مردم را به قضاوت در این خصوص فرا می خوانیم. ما حتی فکر می کنیم این شیوه مدیریتی دوستان بهترین تبلیغ است برای ما!


* آقای بیگی، نقدی که به شما وارد است این است که علی رغم جایگاه اجتماعی خوبی که در بین مردم دارید، برخی حرکت های شما پوپولیستی است. البته که با قشرهای مختلف مردم بودن بسیار خوب است، اما مثلا حضور مکرر در بازی های تیم تراکتورسازی و یا حتی اظهار نظر در مورد ترکیب تیم تراکتور از جانب مدیر ارشد یک استان چه ضرورتی داشت؟ این حرکت ها واقعا تبلیغی است یا واقعاً به این شیوه اعتقاد دارید؟
اگر این حرکت ها تبلیغی بود که دائمی نمی شد. این در خون بیگی است که از خانه اش به استانداری با اتوبوس می رود؛ نه یک بار دو بار، بلکه همیشه. من با مردم همیشه ملاقات می کردم و بیگی همیشه در بین مردم و هوادارانش است. این از یک اندیشه حکایت دارد که استانداری یک شان بزرگی نیست که به واسطه آن دیواری بین من و مردم بکشد. استانداری یک مسئولیت و فرصت بود برای خدمت به مردم. حضور من در بین مردم فارغ از تشریفات مرسوم باعث می شد در سایر عرصه ها هم کارها بهتر جلو برود. در همایش بین المللی سرمایه گذاری که برگزار شد، بیگی آمد میان مردم و گفت میهمان داریم و ما باید این شهر را در بهترین فضا به میهمانان خارجی نشان دهیم. از یک طرف برگزاری همزمان نمایشگاه بین المللی تبریز، تنظیم زمان فوتبال تراکتور مصادف با برگزاری همایش سرمایه گذاری و از طرفی هم برگزاری همایش همگانی پیاده روی خانوادگی که با حضور صدها هزار نفر از شهروندان برگزار شد. حالا فکر می کنید سرمایه گذاران خارجی با دیدن چنین فضای زنده و نشاط آوری چه دید بهتری به تبریز پیدا کردند؟ از طرف دیگر این ارتباط تنگاتنگ با مردم سبب شد برخی تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم. مثلا وقتی تیم تراکتورسازی بازی برگزار می کرد زمین و آسمان را نیروی های ویژه پلیس پر می کردند، جلسه شورای تامین استان برگزار می کردند و حساسیت های زیاد و بی موردی که به خرج داده می شد، اما بیگی همه این ها را رد می کند و می رود بین مردم در استادیوم می نشیند! کدام تهدید؟ این کار ما سبب شد تراکتورسازی از دسته یک به لیگ برتر و از لیگ برتر به لیگ آسیا صعود کند و از تبریز مسابقات فوتبال در سطح بین المللی پخش شود که تبریز را در سطح جهان بیشتر معرفی کرد. بعد به زمان وقوع زلزله آذربایجان توجه کنید: زلزله شده، 5 هزار کیلومتر مربع از استان با خاک یکسان شده و دولت هم پول ندارد؛ بیگی با این روحیه این بلا را اداره می کند و مردم هم وارد صحنه می شوند، حتی از هامبورگ آلمان می آیند تا به هم وطنان خودشان کمک کنند و همه پشتیبان دولت در این حرکت شوند. این روحیه باعث شد هیچ کس نتواند روی حرف بیگی حرفی بزند، حتی سپاه، بنیاد مسکن و وزیر راه و شهرسازی. این روحیه تبدیل تهدید و آسیب ها به فرصت بود، خب این شیوه چه ایرادی دارد؟

* پس شما این شیوه مدیریت را نقطه قوت خودتان می دانستید؟
بله، این را نقطه قوت خودم می دانم. ارتباط من با مردم سبب می شد مدیران کل و فرمانداران استان هم بدانند دست مردم راحت به بیگی می رسد و می توانند کاستی ها و بد عهدی ها را به گوش استاندار برسانند و خود این موضوع باعث می شد مدیران استان هم با مردم همراهی بهتری داشته باشند.


* این روحیه خود آقای بیگی است یا جریانی که بیگی را در استان روی کار آورد؟
ما این ها را در جنگ آموختیم. زمان و موقعیت خودش می گوید که چطور باید رفتار و مدیریت کرد، چطور باید در شرایط مختلف تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد. یک سیاستمدار خوب باید همه این ها را بداند و فکر و اندیشه ما هم غیر از توسعه، پیشرفت و رونق چیز دیگری نبود. اگر غیر از این بود، هیچ گاه نمی توانستم این جسارت را به خرج دهم که به مردم بگویم من بیگی هستم و رای شما را می خواهم.

* آقای بیگی انتقاد جدی که به دولت قبل و زمان مدیریت شما مطرح می شود، به جای گذاشتن صدها مصوبه و پروژه نیمه تمام در استان است. استاندار جبارزاده گفته است 3 هزار میلیارد تومان پروژه نیمه تمام از دولت گذشته در استان مانده است؟
ببینید، جریان توسعه و سازندگی، جریانی مستمر و پاینده است. کما اینکه از دولت قبلی ما هم پروژه های نیمه تمام زیادی به دست ما رسیده بود که ما خودمان را متعهد به تکمیل آن ها می دانستیم و از این تعهد هم اظهار شکوه و ناراحتی نمی کردیم. یک سری پروژه ها را در دولت گذشته، خودمان شروع کردیم و خودمان هم به پایان رساندیم؛ مانند سد خداآفرین، جاده جانانلو – کلیبر و... اما یک سری پروژه ها از دولت گدشته مانده بود که ما آن ها را تکمیل کردیم، مانند میانگدر دریاچه ارومیه، بزرگراه پیامبر اعظم و... . ما پروژه های استانی را شروع کردیم و تمام هم کردیم، اما یک سری پروژه ها ملی بودند مانند راه آهن میانه – تبریز، متروی تبریز و... اما ببینیم چه کسانی شدت استمرار بیشتری در اجرای پروژه ها داشتند؟ ما این کار را انجام دادیم. میزان هزینه و تمرکز ما در متروی تبریز بیشتر بود و خود بنده به چین رفتم و قرارداد واگن ها را بستم. یک سری کارها هم از دور اندیشی مدیر حکایت دارد؛ مثلا در مورد شروع عملیات اجرایی خط 2 متروی تبریز چه کسی ما را تحت فشار گداشته بود که حتما باید عملیات اجرایی خط 2 متروی تبریز شروع شود؟ اما بنده بدون اخذ موافقت معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی آن زمان با قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا مذاکره کردم و خواستم که هر چه سریع تر کار را شروع کنند و قول دادم که تشریفات قانونی را هم بجا بیاورم. در واقع آدم ها به بضاعت خودشان نگاه می کنند و از بزرگی کارها می ترسند. وقتی ما شهر صنعتی بعثت را در 10 هزار هکتار شروع کردیم، کسی چنین چیزی از ما نمی خواست، اما ما در سفر سوم هیات دولت این مصوبه را گرفتیم و برای دولت تعهد ایجاد کردیم. خوب؟ این چه ایرادی داشت که آینده نگری داشته باشیم، قرار نبود که همه کارها را ما انجام دهیم. کسانی که چنین حرف هایی می زنند، نشان از کوچکی خودشان دارد و کم بودن بضاعتشان و اینکه جسارت انجام کارهای بزرگ را ندارند. موضوع دیگری که هم هست، این ها قدرت را در سرمایه های مادی خلاصه کرده اند و توان اینکه از سرمایه های معنوی برای پیش بردن کارها استفاده کنند ندارند، چون با مردم ارتباطی ندارند.

* آقای دکتر بیگی، شما که این قدر به مردم اتکا دارید، فکر نمی کنید اگر در انتخابات به صورت مستقل می آمدید، رای بیشتری می آوردید؟
نه، بیگی همان بیگی است. بیگی در مسیر رونق، توسعه و پیشرفت استان آذربایجان شرقی امتحان پس داده است. ضمن اینکه بیگی در این 35 سال اندیشه و فکر سیاسی مشخصی داشته است، انتخابات که نمی تواند اندیشه 35 ساله بیگی را تغییر دهد. اگر قرار بر تغییر باشد، ایراد است و نشان می دهد که فرد دمدمی مزاج است و ثبات فکری ندارد. بیگی سرداری از سرداران ولی فقیه بود و هست.


* نه؛ آقای بیگی اجازه بدهید. بحث ما این است که جریان فکری شما مبتنی بر اصولگرایی است یا اصلاح طلبی؟
صد در صد مبتنی بر اصول است.


* شما جایی برای انجام اصلاحات در اصول نمی بینید؟
در روش چرا؛ در روش انجام اصلاح جایز است، اما در اصول نه. می توانیم در روش های اجرای اصول تغییر ایجاد کنیم، اما نمی شود در اصول اصلاحات انجام داد. من از حرف های آقای پزشکیان تعجب کردم که چرا چنین حرفی زده است، یعنی چه اصول نیازمند اصلاحات است؟

* البته مقصود دکتر پزشکیان این بود که اصول متعلق به همه است و هیچ گروهی نمی تواند آن را به نفع خود مصادره کند.
البته شاید ما در تعریف اصول اختلاف داشته باشیم. ما می گوییم راهبرد و استراتژی تغییر ناپذیر است، اما تاکتیک چرا. تاکتیک اصول نیست و می تواند اصلاح شود.


* آقای بیگی بیشتر بحث بر سر این است، اینکه گفته می شود اصلاح طلبان معتقد به اصول نیستند، اشتباه است.
اشتباه است؟ من اگر قرینه بیاورم قبول می کنید که این حرف شما درست نیست؟ ببینید شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" را چه کسانی سر دادند؟ اگر به اصول معتقد بودند باید در قبال این شعار موضع می گرفتند و می گفتند که نه ما با کسانی که این شعار را دادند همراه نیستیم.


* خوب، به نظر شما اگر اصلاح طلبان به اصول معتقد نیستند، چرا باید در انتخابات فرصت حضور داشته باشند؟
این هم جزو اصول ماست. انتخابات فصلی است که افراد قرائت های خود را در راستای اصول اصلاح می کنند. این کماکان پا برجاست. بالاخره بعضی ها سعی می کنند تا خود را به اصول نزدیک کنند تا بتوانند وارد انتخابات شوند. عین همین قضیه در جریان رای اعتماد به کابینه دولت جدید هم پیش آمد. وزرا چه می گفتند در جریان رای اعتماد؟ همین آقای ربیعی هنگامی که موسوی بیانیه پیروزی اش را می خواند، در کنار او ایستاده بود.


* آقای دکتر بیگی خواهش خواهیم کرد کسی متهم نشود. در بین اصلاح طلبان افراد زیادی هستند که به اصول اعتقاد دارند و این را در عمل هم ثابت کرده اند. ما این دیدگاه را نداریم که کسی طرد شود. مگر در خود اصولگرایان کم اتفاق افتاده است که کارهایی انجام شده که به نظام صدمه وارد کرده است؟
نه، من نمی خواهم کسی را متهم کنم. اصلاح طلبی طیف وسیعی است که در یک طرف آن عباس دوزدوزانی قرار دارد و در طرف دیگر آن عباس گنجی. ولی یک مطلب دیگر هم هست که اصلاح طلبی تا حالا نتوانسته به درستی مبانی خود را تعریف کند تا این همه آدم در آن جای نگیرد. عباس دوزدوزانی و عباس گنجی چقدر با هم تفاوت دارند؟ اصلا این دو قابل جمع هستند؟ اما هر دو اصلاح طلب شناخته می شوند.

* قبول می کنید در جریان اصولگرایی هم چنین چیزی وجود دارد؟
اما نه در این اندازه و به این وسعت. بالاخره سلیقه ها فرق می کنند، اما در این اندازه نیست که در کشتی اصولگرایی افراد ضد نظام هم جای داشته باشند.


* آقای بیگی، یکی از نمایندگان فعلی تبریز بحثی مطرح کردند و آن اینکه اصلاح طلبی و اصولگرایی در ایران تنها یک لفظ هستند و در کشور ما هنوز زمینه و تشکیلات کار حزبی به درستی ایجاد نشده است که بر اساس آن کسانی وارد انتخابات و مسئولیت های اجرایی بشوند و بعداً هم پاسخگو باشند.
ساختار حزبی و تشکیلاتی شاید، اما مبدا اندیشه ها تفاوت می کند. مثلاً اگر اصلاح طلب خیلی همت کند، ولایت فقیه را در حد یک اصل قانون اساسی قبول دارد، اما اصولگرا اینگونه نیست. یعنی اصلاح طلبان خیلی همت کنند در حد رعایت قانون ولی فقیه و ولایت را قبول دارند.


* آقای بیگی تندترین انتقادهای شما به خاندان آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است. در این دوره از انتخابات هم روی این مسائل تمرکز خواهید کرد یا خیر؟
این اعتقادها با بیگی عجین شده است، این طور نیست که من به واسطه تصمیم یک حزب سیاسی چنین انتقادهایی مطرح کنم. بیگی اعتقادش همین است. البته من همان کسی هستم که از آقای هاشمی دفاع هم کرده ام، اما وقتی عملکرد وی را به ویژه در جریانات 88 دیدم، انتقاد های جدی از ایشان دارم.


* اگر شما در انتخابات رای آوردید و به مجلس رفتید، نماینده مردم خواهید بود یا نماینده یک گروه و جریان سیاسی خاص؟
شما بیگی را تجربه کرده اید. بیگی در دولت آقای احمدی نژاد حضور داشته است، لکن انتقادهای تندی هم به آقای شریعتمداری داشته است و نیز به برخی اعضای هیات دولت وقت. من در دولتی حضور داشتم که رئیس‌اش آقای اژه ای و صفار هرندی را به خاطر ساز ناکوکی که زدند یک جلسه هم در هیات دولت تحمل نکرد و برکنار کرد. در همان دولت نامه ای برای حمایت از آقای مشایی آوردند تا امضا کنم، اما من قبول نکردم و گفتم که این با اعتقاد من سازگار نیست و امضا نمی کنم. نهایتش این بود که از دولت خارج می شدم، اما بعد از آن مسئله 4 سال هم در دولت بودم.

* یعنی عملکرد شما بر مبنای تفکرات خودتان بوده و خواهد بود؟
بله، اعتقاد من این است. آقای احمدی نژاد که کمترین نا هماهنگی را در دولتش تحمل نمی کرد، بنده را با وجود عدم حمایت از معاون اولی آقای مشایی 4 سال تحمل کرد. من بیگی هستم و ظاهر و باطنم همین است. استقلال رای نه تنها نسبت به بالا دستی ها بلکه نسبت به همه اطرافیانم وجود داشته؛ مثلا در دوران استانداری بنده، خیلی از نمایندگان اختلاف های سیاسی متعددی با من داشتند، اما هیچ کدام علیه بیگی جبهه نگرفتند و این در حالی بود که هیچ باجی هم به کسی نداده بودم. اگر این استقلال رای در جریان زلزله آذربایجان هم نبود، الان نمی توانستم صاحب این کارنامه شوم.


* جناب آقای بیگی؛ بر اساس پایشی که سازمان صنعت، معدن و تجارت استان در سال گذشته انجام داد، مشخص شد که از حدود 10 هزار واحد صنعتی استان، تنها حدود 3700 واحد فعال باقی مانده اند. این ناشی از مشکلات تحریم، رکود و تورم است؛ بیشترین ضربه به واحدهای تولیدی در زمان مدیریت شما وارد شد. البته بحث واگذاری واحدهای مادر صنعتی استان به بخش خصوصی نا اهل و تعطیلی و مشکلات طاقت فرسای آن ها هم بخش بزرگی از مشکل تعطیلی واحدهای کوچک و متوسط صنعتی استان است. شما چه توضیحی در این رابطه دارید؟
البته در بحث واگذاری صنایع موارد موفقی هم وجود داشته است. در زمان من فقط ماشین سازی از بابت بدهی های دولت به بانک صاردات واگذار شد. من مسئله واگذاری صنایع را مسئله ای پیچیده و آلوده می بینم که در زمان آقای هاشمی اتفاق افتاد. گروهی در آن زمان واحدهای صنعتی بزرگ را با تغییرات مدیریتی ورشکسته کردند و بعد خودشان با کمترین قیمت آن ها را تصاحب کردند. نمونه های متعددی برای این ادعایم دارم؛ همین رئیس سازمان خصوصی سازی فعلی، مبدع این جریان بود که این مسائل را پدید آورد. این آقا الان خودش در اردبیل واحدهایی را خریداری کرده است. در قضیه ماشین سازی هم باید بپرسید که چطور شده کل ماشین سازی با آن قیمت نازل به مزایده گذاشته شده و ماشین سازی را به این روز انداخته اند؟


* خوب، سوال بعدی در خصوص مسکن مهر است که دولت گذشته آن را بزرگترین افتخار خود می دانست، اما وزیر مسکن و شهرسازی گفته است که بخش بزرگی از تورم به وجود آمده ناشی از اجرای طرح مسکن مهر بود.
من دولت را در این ادعا صادق نمی بینم. چون ما نقدینگی را برای اینکه رکود اقتصادی را بتوانیم علاج کنیم، باید کاری می کردیم که هم مردم منتفع شوند و هم رکود از بین برود. زمانی که ما طرح مسکن مهر را شروع کردیم، یک رکود جهانی در اقتصاد حاکم شده بود که باید ما اقتصاد را تحریک می کردیم. بهترین راهش تحریک بخش مسکن بود. همان کاری که دولت فعلی چنین کاری را در بخش خودرو انجام داد. ما نقدینگی را به بخش مسکن بردیم، اما این دولت به بخش خودرو برد که شرکت های خودش در آن گرفتار شده بودند. پس چرا 25 میلیونی که دولت برای خودرو وام می دهد عامل تورم نیست، اما مسکن مهر دولت گذشته باعث تورم شد؟ در ثانی نقدینگی که به مسکن مهر داده شد، به تدریج به دولت باز می گردد و مردم هم صاحب مسکن می شوند. مسکن مهر قانون مصوبه مجلس بود.


* پس نقدهایی که به مسکن مهر وارد می شود را روا نمی دانید؟
بله، روا نیست. اصل 31 قانون اساسی دولت را مکلف به تامین مسکن و سر پناه برای مردم می کند. ممکن است مسکن مهر اشکالات و نواقصی هم داشته باشد، خوب باید آن ها را رفع کنیم. الان دولت چه برنامه ای برای تامین مسکن مردم دارد؟ می گویند منابع نداریم، پس این اقساطی که از مسکن های واگذار شده دریافت می شود کجا می رود؟ نمی شد وامی را که به خودرو دادند برای تهیه مسکن به مردم می دادند؟ غیر از این است که مبانی تفکر و کارکرد اقتصادی دولت سازگار نیست؟ آقای آخوندی مطرح می کند که ما به اقتصاد آزاد معتقد هستیم و اساساً سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان را قبول نداریم، اما از طرف دیگر همین سازمان برای خودرو قیمت تعیین می کند.


* شما در جریان جبهه یکتا حضور دارید یا خیر؟
نه، علی رغم اینکه از من دعوت کردند در این جریان حضور ندارم.


* چرا؟ مگر شما در دولت آقای احمدی نژاد نبودید؟
برای اینکه من بیگی هستم.


* آقای بیگی بعد از اینکه رای آوردید و انشاالله به مجلس رفتید، همین حرف ها را خواهید زد؟
باز که برگشتید سر نقطه اول!


* اگر مستقل وارد انتخابات می شدید این سوال را نمی پرسیدیم!
کسانی که بطور مستقل وارد انتخابات می شوند، غالبا افراد اصلاح طلب هستند. روی شان نمی شود که بگویند ما اصلاح طلب هستیم، می گویند مستقل هستیم!


* آقای بیگی از تبریز 6 نفر به مجلس خواهند رفت که ممکن است یک نفرش شما باشید و ممکن هم هست چند نفر از 6 نفری که راهی مجلس خواهند شد اصلاح طلب باشند. شما با این روحیه چطور 4 سال با آن ها کار خواهید کرد؟
گذشته بیگی چه می گوید؟ نمایندگانی که در دوره استانداری ام اصلاح طلب بودند به خود جرات ندادند حتی یک بار از بیگی انتقاد کنند. یک نمونه سراغ دارید واقعا؟ در مجلس هم همین طور خواهد بود.

* آقای بیگی به فرجام برجام معتقد هستید یا خیر؟ رئیس جمهور روحانی در عسلویه گفتند که خبرهای خوبی در راه است.
آقای رئیس جمهور خیلی حرف ها زده است! ولی ما یک اصل ثابت داریم که طبیعت استکبارستیزی جمهوری اسلامی ایران و خوی درندگی نظام سلطه تغییر ناپذیر است. هر کس فکر کند نظام سلطه با ما دوست خواهد شد خودش را گول زده است. ما هیچ چاره ای جز مدیریت جهادی و تکیه بر منابع قدرت درونی و استفاده از فرصت های خارجی نداریم. مقام معظم رهبری فرموده اند که چندان به عاقبت به مسئله مذاکرات امیدوار نیستند، اما مردم این مسیر را انتخاب کردند و جمهوریت نظام می گوید باید به این انتخاب احترام گذاشته شود.


* شما این دور از انتخابات را چگونه پیش بینی می کنید؟
مردم ما به عقلانیت رای خواهند داد. هر کس هر ادعایی می کند، لااقل باید چشمه ای از آن را به مردم نشان دهد. انتخابات فصل وعده ها و وعیدهاست ولی مردم ما آنقدر عاقل هستند که افراد شایسته ای را به مجلس بفرستند.


* و سوال پایانی: مسئله ای که پاگیر دولت گذشته مخصوصا در سال پایانی شد، مسئله جریان انحرافی بود. شما جریان انحرافی را قبول داشتید؟ و اینکه گفته می شد بیگی سرشاخه جریان انحرافی در آذربایجان شرقی است؟
کدام جریان انحرافی؟ من که جریان انحرافی در ساختار دولت ندیدم؛ لااقل در آذربایجان شرقی. چیزی را که موضوعیت ندارد چرا می خواهید برجسته کنید؟

 

*از وقتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی نصر قراردادید سپاسگزاریم.


* گفتگو از امیر کریم‌زاد شریفی – محمد سهرابی

منتشر شده در نصرنیوز

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

فکری نو { آشـ ـیــ ـانـ ـه اے بـ ـراے پـ ـرواز ! }

تا آزادی در انتقاد نباشد، ستایش ارزنده ای نیز وجود نخواهد داشت